السيد موسى الشبيري الزنجاني

6604

كتاب النكاح ( فارسى )

معنايش اين نيست كه حتماً قبل از عقد و يا از زمان ولادت حاصل شده باشند ، پس نمىتوان چنين نتيجه‌اى گرفت كه عيوب حادث بعد از عقد مشمول اين روايات نمىشوند ، و اين روايات اختصاص به عيوبى دارند كه مبدأ آنها قبل از عقد باشد . اشكال كبروى : اين است كه ، نفس غلبه ، منشأ انصراف نيست ، تا اينكه حكمى كهر وى موضوعى رفته است ، شامل افراد غير غالب نشود ، اگر چنين بود ، با توجه به اينكه تمام مطلقات مصاديق غير غالب فراوانى دارند ، مثلًا اگر حكمى روى انسان بار شد ، در تمام افراد آن يك خصوصيتى هست كه بر خلاف غالب افراد است ، مثلًا تمام خصوصياتى كه در زيد هست در اشخاص ديگر وجود ندارد ، پس اگر غلبه را ميزان قرار بدهيم ، بايد تمام افراد از تحت عام خارج شود ، چون هر فردى خصوصيات منحصر به فردى دارد كه در غالب افراد نيست ، پس غلبه صرف نمىتواند منشأ انصراف باشد . بله اگر تناسبات حكم و موضوع و چيزهاى ديگرى هم ضميمه شود ، ممكن است انصرافى حاصل شود ، لكن چنين ضمائمى در اينجا وجود ندارد . 3 - وجهى ديگر براى انصراف : يكى از شواهدى كه بعضى از آقايان براى انصراف استدلال مىكرد اين است كه : بر خلاف آنچه كه صاحب جواهر مىفرمود برخى از اين عيوب مثلا برص ، بعد از ازدواج خيلى زياد اتفاق مىافتد ، انسان طول عمر كه پيدا مىكند ، اين حالت‌ها خيلى مواقع براى شخص حاصل مىشود ، و در سنين پايين خيلى كمتر اتفاق مىافتند ، و اينكه از چيزى كه خيلى زياد اتفاق مىافتد سؤال نشده است ، ولى از چيزى كه كمتر محل ابتلاء است سؤال شده است ، كاشف است از اينكه ، مسأله عيب‌هاى متجدد پس از ازدواج مفروغ عنه بوده است كه موجب خيار فسخ نمىشوند و مورد سؤال خصوص عيب‌هاى سابق بوده است .